مهدى عبداللهى

277

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

( 142 ) مهمان شدن پدر و پسرى در محضر على عليه السلام پدر و پسرى كه از دوستان و برادران ايمانى اميرالمؤمنين عليه السلام بودند بر آن حضرت وارد شدند ، على عليه السلام بلند شد و آن دو را احترام كرد ، در بالاى مجلس نشاند و خود در مقابل آن‌ها نشست و دستور داد غذا بياورند ؛ غذا آوردند و آن دو ميل كردند سپس قنبر طشت و تُنگ چوبى ( آفتابه لگن ) وحوله براى خشك كردن دست آورد وخواست به دست مرد آب بريزد ، اميرالمؤمنين برجست و تنگ را گرفت تا خود آب بريزد . مرد مهمان خود را به زمين انداخت و گفت : يا اميرالمؤمنين تو آب به دست من بريزى و خدا در آن حال مرا ببيند ؟ ! حضرت فرمود : بنشين و دستت را بشوى ، همانا خداوند عزّوجلّ تو را و نيز برادرت را مىبيند برادرى كه نسبت به تو تشخّص وفاصله‌اى براى خود قائل نيست و تو را خدمت مىكند . . . مرد در جاى خود نشست و حضرت قسمش داد كه دستش را